زیرانداز on آذر ۱۲م, ۱۳۹۰

ای پرچم برایم بازگو کن که از کدامین منزل به اینجا آمده ی

برایم بگو که امامم چگونه با تو در خلوت سخن میگفت

بگو برایم که بدانم رنج فراق برایش چه داشته

لب بگشا وبگو چه کرده ی که افتخار هم نشینی با مولایم را به تو دادند

اگر باز مسیرت افتاد ببینوبپورس که جراحت هایی را که من نادم با گناهانم بر تو وارد کرده ام بهبود یافته یا نه

یا قمر بنی هاشم

مسافر کربلا بوده و خیلی حرفا برا گفتن داره

زیرانداز on اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۹۱

دیکتاتوری یعنی :خونه بغلی داره میسازه پشتمون هم دارن خیابون میکشند هیچکی هم فکر من خواب زده نیست

زیرانداز on اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۹۱

زیرانداز on اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۹۱

خانوم را فرستادم تهران از امشب صبح اینترنت ظهر اینترنت شب اینترنت شام و نهار و صبحونه کوفته پلو با خرشت دل ضعفه

زیرانداز on اردیبهشت ۹م, ۱۳۹۱
من دایشم

من دایشم

در کنار خطوط سیم پیام ــــــــــــــــــ خارج از ده دو کاج روئیدند
سالیان دراز رهگذران ـــــــــــــــــ آن دو را چون دو دوست می‌دیدند
روزی از روزهای پائیزی ـــــــــــــــ زیر رگبار و تازیانه باد
یکی از کاج ها به خود لرزید ــــــــــــــ خم شد و روی دیگری افتاد
گفت ای آشنا ببخش مرا ـــــــــــــــ خوب در حال من تأمل کن
ریشه‌هایم ز خاک بیرون است ــــــــــــــ چند روزی مرا تحمل کن
کاج همسایه گفت با نرمی ــــــــــــــ دوستی را نمی برم از یاد
شاید این اتفاق هم روزی ــــــــــــ ناگهان از برای من افتاد
مهربانی بگوش باد رسید ـــــــــــــ باد آرام شد، ملایم شد
کاج آسیب دیده ی ما هم ــــــــــــــ کم کمک پا گرفت و سالم شد
میوه ی کاج ها فرو می ریخت ــــــــــــــ دانه ها ریشه می زدند آسان
ابر باران رساند و چندی بعد ــــــــــــــ ده ما نام یافت کاجستان

زیرانداز on فروردین ۲۷م, ۱۳۹۱

where is where is Vegetable
هرکی گفت یعنی چی؟
.
.
.
نه
کو کو سبزی!!!!!!!

زیرانداز on فروردین ۲۷م, ۱۳۹۱

سریال طنز یا کمدی مسیر انحرافی برداشت شده از سریال خارجی لاست یا همان جزیره کمشده این روزها در تلوزیون پخش میشد
جالبی این سریال برای آنهای است که قبلا سریال خارجی لاست را دیده اند…..
آیا برای کشور آمریکا تمسخر این فیلم ارزش دارد یا نه؟
فلاشبکهای سریال لاست از مشخصات بارز این فیلم است که در سریال ایرانی مسیر انحرافی نیز تکرار شده است

لاست (گم‌شده یا گمشدگان) (به انگلیسی: Lost) مجموعه تلویزیونی آمریکایی است که ابتدا بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰ از شبکه ای‌بی‌سی آمریکا پخش شد. لاست مجموعه تلویزیونی درامی است که زندگی بازماندگان سقوط هواپیمایی که از سیدنی به لس‌آنجلس می‌رفته، را به تصویر می‌کشد. آن‌ها در جزیرهٔ مرموزی در اقیانوس آرام گیر افتاده‌اند. شیوه بیان داستان این سریال منحصر به فرد است. در طول هر قسمت، بخش‌هایی از زندگی آن‌ها در جزیره و بخش‌هایی از زندگی گذشتهٔ آن‌ها را می‌بینیم.

لاست توسط جفری لیبر، جی. جی. آبرامز و دیمون لیندلوف ساخته شد. آن‌ها به صورت مشترک فیلم‌نامه قسمت اول سریال را نوشتند و آبرامز آن را کارگردانی کرد. در طول پخش سریال لیندلوف و کارلتون کیوز، با تعداد زیادی از سازندگان اختصاصی و نویسندگان همکاری داشتند. با توجه به دست‌اندرکاران و بازیگران زیاد فیلم و فیلم‌برداری در بهترین مکان‌ها در اوآهو در هاوایی، این سریال یکی از پرخرج‌ترین سریال‌های تلویزیونی است.

این مجموعه تلویزیونی، تحسین مردم و منتقدین را برانگیخت و منتقدان این سریال را در بین ۱۰ سریال برتر تاریخ تلویزیون آمریکا قرار داده‌اند. هر قسمت از فصل اول این سریال، به طور میانگین ۱۵٫۶۹ میلیون نفر بیننده در آمریکا داشت. در طول فصل ششم و پایانی این سریال، هرقسمت آن به طور میانگین ۱۱ میلیون نفر بیننده داشت. لاست بیش از صدبار نامزد دریافت جایزه در زمینه‌ها و جشنواره‌های مختلف شده‌است و برخی از آن‌ها را از آن خود کرده‌است. از جمله آن که لاست در سال ۲۰۰۵ برندهٔ سریال برجسته درام در جشنواره امی شد.

زیرانداز on فروردین ۲۲م, ۱۳۹۱

حالا نزدیک به ۲ماه میشه که از اینترنت دور بودم تو این مدت مشهد رفتم انتخابات شد خونه تکونی و امتحانات را گذروندم
در هر مورد کلی مطلب ذاشتم که همش از ذهن مبارک پرید
…………………………اما حاضرم.………………………………

زیرانداز on اسفند ۶م, ۱۳۹۰

دیکتاتوری یعنی حسن کامران که چهار مرتبه نماینده مجلس شده برا پنجمین بار هم قراره بشه

زیرانداز on بهمن ۲۷م, ۱۳۹۰

زیرانداز on بهمن ۲۵م, ۱۳۹۰

خدا بانیانش، حامیانش، عاملانش، مشوقانش، و راضیانش رو لعنت کنه انشاءالله تا ابد

 

زیرانداز on بهمن ۲۵م, ۱۳۹۰

دیکتاتوری یعنی این سکه که هر روز رو قیمتش میاد کاری هم به من متاهل که ۳۱۳ تا سکه مهر خانومم کردم نداره!!!!!!!!!!

زیرانداز on بهمن ۲۰م, ۱۳۹۰
این روزا وقتی میندازی تو خط و خطوط فست فود دنبال یه جای ارزون میگردی . هیچم فکر نمی کنی با چی درستش میکنند پول که داده باشی اگه کوفتم لای ساندوجت بزارند میگی :پول دادم میخورم
یه کسی میگفت: ساندویج سراغ دارم ۵۰۰ تومن استفراغ هم نمی کنی!
دنیای فست فودی امروز  و عشق و محبت های فست فودی داره ما را به ناکجا آباد میبره،باید از این ترن پیاده شد…
یادش بخیر یه زمانی زنه دیزی را از ظهر بار میذاشت تا شب یه آبگوشت مشتی بزار جلو شوهرش.
اما امروز :چندتا از زنای امروزی ما دیزی درست میکنند ؟ اصلا چندتاشون بلدند یه گوشت و لوبیا درست کنند؟ نون پختن و سر تو تنور کردن پیش کششون!
اونقدر از  خودمون فاصله گرفتیم که از دوغ متنفر هستیم،
نوشیدنی صد در صد ایرانی را با نوشابه و دلستر و… عوض کردیم،
قرمه سبزی و دیزی و بریونی اصفهان را با ساندویج و پیتزا و اسنک تاق زدیم،
حیوون های خونگیمون  را با بچه شیر و سگ و مار معاوضه کردیم،
تفریح و ورزش هامون از تمرین تیر اندازی و اسب سواری و هفت سنگ تبدیل به نیمکت نشینی توی استادیوم و فحش دادن شده ، گاهی هم یه پلی میخریم برا بچه ولی خودمون بازی میکنیم!
کشاورزی و دامداری ومعلمی را ننگ میدونیم ولی داشتن یه مغازه اجاره ای تو فلان پاساژ یا نشستن پشت میز ریاست فلان شرکت خارجی افتخار شده،
قبولی تو کنکور افتخاره ولی حافظ قران بودن نه!
ادامه دارد…
تا زمانی که شما فکر کنید و راه حل این مشکل را پیدا کنید……
زیرانداز on بهمن ۱۸م, ۱۳۹۰

من از اشکی که می ریزد  ز چشم یار می ترسم

از آن روزی که اربابم شود بیمار می ترسم

رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم فرزند

من از گرداندن یوسف سر بازار می ترسم

همه گویند این جمعه بیا اما تو رحمی کن

من از گرداندن یوسف سر بازار می ترسم

همه گویند این جمعه بیا اما تو رحمی کن

از اینکه باز عاشورا شود تکرار می ترسم

شده گار حبیب من سحرها بهر من توبه

ز آه دردناک بعد استغفار می ترسم

تمام عمر خود را نوکر این خاندان خواندم

از آن روزی که این منصب کند انکار می ترسم

دلم بشکسته از غم لکن ای دلدار رحمی کن

من از نفرین و از آه پدر بسیار می ترسم

هزاران بار رفتم از درت شرمنده برگشتم

ز هجرانت نترسیدم ولی این بار می ترسم

به وقت ترس و تنهایی تو هستی تکیه گاه من

مرا تنها میان قبر خود مگذار می ترسم

جهان را قطره اشک غریبی می کند ویران

من از اشکی که می ریزد ز چشم یار می ترسم

شنیدم روز و شب از دیده ات خون جگر ریزد

من از بیماری این دیده ی خونبار می ترسم

sayetanhai70.mihanblog.com

زیرانداز on بهمن ۱۸م, ۱۳۹۰

باز باران

باز می کوبد به شیشه

قطره نمناک باران

غرق شادی

غرق باران

دل پر از اندوه و تنها

پشت شیشه

یاد دوران گذشته

باز باران…

باترانه…

آری آواز قدیمی

شعر دوران دبستان

خنده های کودکانه

بی بهانه

آه باران…باز باران

رفته از روی لبانم

خنده شاد گذشته

غرق اندوهم همیشه

می سرایم اشک باران

با دو پای کودکانه

غرق در رویای دیروز

گردش یک روز دیرین

خوب و شیرین

رفته ام تا اوج دیروز

خسته امروز

در گذرگاه زمانه

در میان قاب شیشه

بازباران…

زیر باران

شستن قلبم ز کینه

یاد دوران

پاکی آن قلب دیروز

شعرهایم کودکانه

باز باران

طفل هجده ساله امروز

می نویسد از حقیقت

از اسارت

آرزوهای رهایی

می گریزم از حقیقت

از غم و اشک و اسارت

زیرباران

تک و تنها

بوسه های عاشقانه

بر دو چشم خیس باران

غرق در آغوش باران

عشق بازی شبانه

آه باران

عشق دیرین

یادگاری از گذشته

روزهای بچگانه

آه باران…

همدم شبهای تارم

بی قرارم…

من بغیر از تو ندارم…

یادگاری از گذشته…

 

89.10.6

یه شب بارونی واسه دل بارونیم

سایه تنهایی